»موضوعات
قال رسول الله (ص) : إنی بعثت لأتمم مکارم الأخلاق:
مربى و اسوه اخلاق

مربى و اسوه اخلاق

مربي نيز يكي از عواملِ مهم سرنوشت ساز در تربيت اخلاقي جوان  است. جوان  همواره به مربى نيازمند بوده و براى شكل دادن به شخصيت خود، نياز به الگو و سرمشق دارد. اين نياز و طلب در فطرت ريشه دارد. دليل  اين امر، نقص انسان است از يك سو و عشق او به كمال از سوى ديگر، به علاوه انعطاف پذيرى، تقليد، همانندسازى و قهرمان جويى كه به موجب آن مى كوشد تا خود را با چهره هايى كه در نظرش از والايى و برترى برخوردارند تطبيق دهد.

اين ويژگى براى جوانان از بيست تا بيست و پنج سالگى (دوره دانشگاهى) از اهميت بيشترى برخوردار است و همين امر، مسئله تربيت اخلاقى را براى اين دوره حساس جدى تر مطرح مى سازد. اگر از چنين زمينه هاى روانى درست بهره گيرى شود شخصيت اخلاقى جوانان به شيوه صحيح شكل خواهد گرفت.[۱]

مربى، معمار شخصيتِ انسان است و الگو و قاعده و دستورى مجسم كه آدمى آگاهانه يا ناخودآگاه از او تقليد كرده و شخصيت خود را طبق آن مى سازد. سعادت و شقاوت انسان به مسئله تربيت و وجود مربيان وابسته است. [۲] امام سجاد (عليه السلام) در اين باره  مى فرمايد:

« آن كس كه فرزانه اى ارشادگر ندارد هلاك خواهد شد: هَلَكَ مَنْ لَيْسَ لَهُ حَكيمٌ يُرشِدُه». [۳]

حضرت امام(ره) در خصوص نياز انسان به معلم و مربى اخلاق چنين مى فرمايد:

«چطور شد علم فقه و اصول به مدرّس نياز دارد، درس و بحث مى خواهد، براى هر علم و صنعتى در دنيا استاد و مدرّس لازم است، كسى خودرو و خودسر در رشته اى متخصص نمى گردد، فقيه و عالم نمى شود، ليكن علوم معنوى و اخلاقى

 

كه هدف انبيا و از لطيف ترين و دقيق ترين علوم است، به تعليم نيازى ندارد و خودرو و بدون معلم حاصل مى شود؟»[۴]

در اين كه يك جوان براي رشد و كمال خود نياز به مربى و الگو دارد جاى هيچ گونه ترديدي  نيست لكن مسأله مهم  وجود مربى شايسته است، حال سخن در اين است كه،  اسلام براى تربيتِ صحيح چه كسانى را به عنوان مربى معرفى كرده و چه ويژگى هايى را براي اين مربيان  معتبر دانسته است.

خداوند در قرآن درباره نقش مهم و اساسي مربي برای شناخت استعدادها و ظرفیت ها و آشکارسازی آن اشاره می کند. آنجا كه مي فرمايد:« قالَ لَهُ موسي هَل أتَّبِعُكَ عَلَي أن اُعَلِّمَنِ مِمّا عُلِّمتَ رُشداً* قالَ إنَّكَ لَن تَستَطيعَ مَعِيَ صَبراً؛[۵] موسي به آن شخص دانا گفت آيا اگر من تبعيّت و خدمت تو كنم از علم (لدني) خود مرا خواهي آموخت آن عالم پاسخ داد كه تو ظرفيت نداري و هرگز نمي تواني  كه تحمل اسرار كرده و با من صبر پيشه كني.»

در اين آيه  مربي انسانی نیست که دانش های اکتسابی را به شخص می آموزد و تنها در مقام انتقال مفاهیم و کلمات است؛ بلکه مربي در تفسیر قرآنی و تحلیل آن، شخصی است که با بهره گیری از معارف و آموزه های خاص راه سیر و سلوک را پیموده و توانسته است به دانش دست یابد که قابلیت های اشخاص را شناسایی کرده و به جوان یاری می رساند که آن را به فعلیت رساند و در مسیر تکاملی خود را به کمال لایق و شایسته برساند.

[۱] محمد حسن رحيميان و محمد تقي رهبر(۱۳۸۹)، آيين تزكيه، قم، موسسه فرهنگي اطلاع رساني تبيان،سايت tebyan.com

[۲] اعراف/۲۸، زخرف/۶۷٫

[۳] بحارالانوار،ج۷۸، ص ۱۵۸٫ به نقل از محمد حسن رحيميان و محمد تقي رهبر(۱۳۸۹)، آيين تزكيه، قم، موسسه فرهنگي اطلاع رساني تبيان،سايت tebyan.com .

[۴] جهاد اكبر، ص ۳۲، به نقل از همان.

[۵] كهف/ آيات ۶۶و۶۷٫

نظر بدهید!!!

نظر شما برای “مربى و اسوه اخلاق”

طراحی سایت
طراحی سایتسئوسرویس و تعمیر کولر گازی
قالب وردپرس